آیا کارگر از پول مربیان تیم ملی سهمی دارد؟
شاید برای تان این سوال عجیب باشد، اما متاسفانه تاریخچه فساد در افغانستان طولانی و پیچیده است و افراد فاسد آن قدر در کار خود ماهر هستند که پیدا کردن سرنخی از فساد مشکل است. این مثال را در نظر گیرید که متاسفانه در افغانستان رایج است. یک انجوی داخلی به ۵ راننده موتر ضرورت دارد و به همین منظور در قرارداد خود با نهاد تمویل کننده معاش هر راننده را ۵۰۰ دالر ثبت می کند. برای نهاد تمویل کننده معاش ۵۰۰ دالر معاش مناسب است، اما انجوی داخلی در زمان استخدام بر راننده شرط می گذارد که در ختم هر معاش باید ۲۵۰ دالر را از مجموع ۵۰۰ دالر معاش را که در حساب بانکی خود دریافت می کند مجدد به رئیس نهاد یا نماینده او بپردازد، وگرنه از کار بر کنار خواهد شد. با توجه به بیکاری، رانندگان به ۲۵۰ مجبورا به ۲۵۰ دالر هم قناعت می کنند زیرا فکر می کنند که ۲۵۰ دالر از بیکاری بهتر است. در این مثال واقعی تمام اسناد درست است و حتی پول به حساب راننده می رود و هیچ شک و شبه ای در اینکه این پروسه ممکن آغشته با فساد باشد ایجاد نمی گردد، اما متاسفانه قضیه بر عکس است.
در اکثر موارد فساد در فدراسیون فوتبال هم این روش استفاده می شود. یعنی اینکه همه اسناد درست به نظر می رسند اما زد و بند پشت پرده طوری است که برای فیفا ممکن نیست رد فساد را پیدا کند. به عنوان مثال، زمانی که با هوتل در تاجیکستان قرارداد می شود، فدراسیون از روابط شخصی که در تاجیکستان دارد استفاده می کند تا مثلا نرخ هر اتاق را ۱۵۰ دالر در شبانه روز بدهند، و همین مقدار پول هم از فیفا به هوتل انتقال می کند، اما در واقعیت، نرخ هوتل ۸۰ دالر است و ۷۰ دالر اضافی میان هوتل و یوسف کارگر تقسیم می شود. در قضیه خرید تکت طیاره هم شرکت مربوط به فامیل کارگر می شود. آنها می توانند نرخ تکت را خیلی بالا بنویسند یا اینکه فدراسیون تکت ها را در لحظه تغییر دهد تا تکت فروشی یک تکت جدید با نرخ بالاتر بفروشد زیرا تکت های دقیقه آخری معمولا بسیار گران هستند.
حالا گفته می شود که حتی در قرارداد مربیان تیم های ملی نیز ممکن است این روش استفاده شده باشد. منابع که از تحولات داخل فدراسیون با خبرند به فوتبالنامه گفته اند که دلیل اصلی که فدراسیون بر عثمان تاشف فشار آورد تا تیم ملی را ترک کند، عدم موافقه تاشف و کارگر بر سر مقدار پولی بود که تاشف باید به کارگر باز می پرداخت. در این روش، هیچ شک و شبهه ای از جانب فیفا مطرح شده نمی تواند، زیرا قرارداد به عنوان مثال پرداخت مبلغ ۱۰ هزار دالر را ذکر کرده و همین مبلغ نیز از سوی فیفا به مربی پرداخت می شود، اما سپس مربی باید یک مبلغ معین مورد توافق را به کارگر بپردازد. اگر این توافق به هم بخورد، برای فدراسیون بهانه گرفتن بر عملکرد مربی ساده است. اگر گفته این منابع درست باشد که با توجه به رویه فساد در افغانستان احتمال درست بودنش زیاد است، یک رویه خیلی مشکل ساز بوجود آمده است. این رویه باعث می شود تا مسابقات تیم ملی تبانی شود و مربی از ته دل برای تیم ملی کار نکند. این نوع روش سال گذشته توسط فدراسیون مورد استفاده قرار گرفت. فدراسیون فوتبال عربستان مبلغ معین را به بازیکنان تیم ملی اعطا کرد، اما کارگر و کمیته اجرائیه تصمیم گرفتند یک مقدار این پول به اعضای کمیته اجرائیه پرداخت شود. زمانی که اعتراض بازیکنان بلند شد، کارگر و فدراسیون بهانه کردند که این پول به خاطر مصارف فوتبال داخلی در نظر گرفته شده است.
در این برهه زمانی که تیم ملی افغانستان بی سرنوشت است و سخن از آوردن یک مربی ایتالیایی است که اسلام امیری به فدراسیون معرفی نموده، این سوال مهم ایجاد می گردد. آیا آوردن اسلام امیری هم ارتباط با موضوع فساد دارد؟ امیری در تبانی قبلی کارگر در مسابقات ۲۰۰۸ میردیکا کاپ نقش داشته است و او است که با مربی احتمالی تیم ملی آشنایی دارد و متاسفانه وصل کردن این نقطه ها به هم، زنگ خطر را به صدا در می آورد.