خبرنگاران ورزشی افغانستان: نبود انسجام و نهادهای که منفعت شخصی و قومی دارند

در دوران جمهوریت، ایجاد نهادهای جامعه مدنی و انسجام دهنده یک امر معمول بود. هر چند در آن زمان نظر به تعدد نهادها، اهمیت کمی به تاسیس سازمان های اجتماعی داده می شد، اما کارایی و مهم بودن نهادها بعد از سقوط جمهوریت و توافق دوحه که نتیجه آن سپردن قدرت به طالبان بود، مشخص گردید. به عنوان مثال خیلی از نهادهای حامی مدافعین حقوق بشر، نهادهای حامی خبرنگاران، ورزشکاران و غیره دست به کار شدند و با برملا کردن نگرانی ها و محدودیت های گسترده ای که طالبان بر حقوق قشر مربوطه وضع نموده، تا جای ممکن از آنها حمایت نمودند. اما در این میان، قضیه خبرنگاران ورزشی فرق می کند و عملا هیچ گونه انسجامی بین خبرنگاران ورزشی وجود نداشته و حتی حرکت های انجام شده بیشتر به منظور تامین منافع شخصی و قومی بوده است.

فدراسیون خبرنگاران ورزشی افغانستان که در سال ۲۰۱۳ ایجاد گردید بیشتر یک ابتکار شخصی سایر زلاند که یک دهه پیش سخنگوی وزارت مخابرات بود. بعد از اینکه آقای زلاند به آلمان رفت، این نهاد بدون سرنوشت ماند و سپس در سال ۲۰۲۰ با انجام کنگره و تغییرات که صورت گرفت آقای خوشحال تائب رئیس و آقایان زلاند و فیروز مشعوف منحیث معاونین این فدراسیون تعیین گردیدند. در تاسیس این نهاد چند نکته مهم نهفته بود.

اول. فدراسیون حول آقای زلاند می چرخید و هیچ گاه آقای زلاند سیطره و کنترل خود بر فدراسیون را رها ننموده است. حضور آقای تائب، منحیث رئیس، و آقای مشعوف، منحیث معاون، و دیگران، سمبولیک بود و آنها عملا صلاحیتی نداشتند.

دوم. در این نهاد بیشتر خبرنگاران ورزشی یا افراد که علاقه مند کریکت هستند جمع شده اند و رابطه مستحکم با بورد کریکت دارند. همین امر باعث شده خبرنگاران پشتون در این نهاد جمع شوند و خبرنگاران از سایر اقوام حضور خیلی نامحسوس داشته باشند. آوردن آقای مشعوف و تعداد اندک دیگری که وی با خود به فدراسیون کشاند بیشتر در جهت رفع همین نقیصه بوده است، امری که در عمل منجر به تعدیل صلاحیت آقای زلاند نشد و خبرنگاران از اقوام دیگر هیچ گاه زمینه حضور و فعالیت موثر نیافتند.

سوم. عدم فعالیت فدراسیون و کار به خبرنگاران. از تاسیس فدراسیون تا کنون، این نهاد هیچ کار خاص به خبرنگاران ورزشی ننموده است. به جز چند سفر توسط اعضای رهبری این نهاد، خبرنگاران ورزشی تغییری در زندگی حرفه ای خود که مرتبط به این فدراسیون باشد احساس نکرده اند. از زمان به قدرت رسیدن مجدد طالبان که همه خبرنگاران، به شمول خبرنگاران ورزشی، با چالش های فراوان مواجه گردیدند، هیچ صدای از این نهاد بلند نشد و حتی یک اعلامیه خشک و خالی در حمایت از خبرنگاران ورزشی صادر نگردید که بار دیگر ملاحظه قومی هیات رهبری این نهاد را زیر سوال برده است. در عمل، فدراسیون زمانی در رسانه های اجتماعی عرض اندام می کند و وعده فعالیت های بزرگ می دهد که انتخابات نزدیک است و برای انسجام چند نفر برای رای دادن یک هیاهوی رسانه ای راه انداخته می شود.

کشش قومی و طرح این ادعا که آقای زلاند اصلا خبرنگار ورزشی نیست و در یک دهه گذشته نیز فعالیت خبرنگاری ورزشی نداشته است، باعث شد تا خبرنگاران مطرح ورزشی افغانستان شامل این فدراسیون نشوند. حتی بعد از کنگره دوم این نهاد، یک تعاد خبرنگاران ورزشی یک نهاد دیگر برای انسجام فعالیت های خود انجام دادند که آن نهاد هم به نظر می رسد کار چندانی انجام نداده و فعلا وجود ندارد.

از حدود دو ماه قبل یک بار دیگر سر و صدای این نهاد بلند شد. دلیل؟ انتخابات و ضرورت به کسب رای. این اعلان حضور باعث انتقادات گسترده از سوی جامعه خبرنگاران ورزشی شد و نوک انتقاد متوجه هیات رهبری این نهاد نشانه رفت. در همین آوان، گروهی از خبرنگاران ورزشی که در افغانستان حضور دارند با این استدلال که فدراسیون خبرنگاران ورزشی افغانستان عملا فعالیت ندارد و هیات رهبری این نهاد را به حال خود رها نموده، با مقامات طالبان در کابل وارد تعامل شده و تصمیم به برگزاری کنگره نموده اند. متاسفانه عملکرد این گروه نیز تفاوت زیادی با عملکرد تیم آقای زلاند ندارد، زیر آنها نیز بدون در نظر گرفتن واقعیت های افغانستان دست به ایجاد نهاد و حتی تهدید خبرنگاران ورزشی در خارج از کشور نموده اند.

بعد از بلند شدن انتقادات، اصل موضوع انسجام خبرنگاران ورزشی کشور بار دیگر مطرح گردید. یک گروه واتز اپ از خبرنگاران ورزشی صرف نظر از اینکه در کجا فعالیت دارند و به کدام گروه تعلق دارند ایجاد گردید و مباحث به راه انداخته شد تا چگونه می شود بین خبرنگاران ورزشی انسجام ایجاد کرد و همه خبرنگاران ورزشی را زیر یک چتر آورد. به منظور طرح موضوع ضرورت انسجام خبرنگاران ورزشی، یک تیم کوچک، که متصدی وبسایت فوتبالنامه نیز در آن شامل بود، ایجاد گردید تا با تیم آقای زلاند نیز صحبت گردد تا دیده شود که آیا امکان انسجام خبرنگاران ورزشی وجود دارد یا خیر. در این جریان، دو موضوع رخ داد که منجر به بی نتیجه روند گردید. اول اینکه تیمی که در کابل روی ایجاد نهاد خبرنگاران کار می کرد به کار خود ادامه داد و با صدور اعلامیه برگزاری کنگره خود را اعلان نمود. این گروه به نوعی خبرنگاران ورزشی مقیم خارج کشور را از دایره بیرون ساختند و با تکیه بر مقامات طالبان، خبرنگاران دیگر را تهدید نمودند. همین امر باعث شد تا علاقه مندی به صحبت و تفاهم با این گروه از بین برود.

سپس این سوال ایجاد شد که آیا لازم است با تیم آقای زلاند هم صحبت شود یا خیر. با وجود مخالفت ها، تفاهم این شد که مطرح کردن خواست خبرنگاران ورزشی با هر تیم و گروهی مهم است و این صحبت صورت گیرد. این صحبت صورت گرفت و به تیم آقای زلاند وضاحت داده شد که راه ایجاد انسجام و جلوگیری از چند دسته گی این است که زمینه حضور برابر و عادلانه همه خبرنگاران مساعد گردد تا یک کنگره سرتاسری برگزار شود و خبرنگاران بتوانند به شکل آزادانه در رقابت برای رهبری نهاد مربوط به خبرنگاران ورزشی شرکت جویند. با توجه به اینکه ضرورت بود تا با همه خبرنگاران ورزشی مشورت شود، فیصله شد تا بعد از مشوره، جلسه دیگر برگزار گردد. اما متاسفانه تیم آقای زلاند بدون در نظر داشت این فیصله، به پیش رفت و با نشر اعلامیه ای، ۱۶ آگست را منحیث روز انتخابات و کنگره نهاد خود اعلان نمود. در نتیجه، ادامه روند متوقف گردید زیرا مشخص شد که تیم آقای زلاند تنها در پی این است که خبرنگاران ورزشی غیر عضو تنها به عضویت در فدراسیون و دریافت یک کارت اکتفا کنند، و در عوض، به رهبری آقای زلاند و دوستانش مشروعیت بخشند.

امروز یک بن بست تمام عیار در این عرصه وجود دارد. از یک طرف، تیم آقای زلاند کنگره برگزار می کند که نتیجه آن از قبل مشخص است. در این انتخابات، آقایان زلاند، تائب و مشعوف بار دیگر به پست های رهبری می رسند و ممکن است در یک یا دو پست دیگر که از قبل هم خالی بوده اند، دو یا سه خبرنگار از داخل و خارج کشور اضافه شوند تا انتقادات به این نهاد کم شود. اما در این پروسه دو چیز نمایان است. اول اینکه سرنوشت همه پست ها قبل از انتخابات تصمیم گیری شده و انتخابات یک فعالیت سمبولیک است و دوم اینکه باز هم آقای زلاند همه کاره است و در عمل کاری برای خبرنگاران ورزشی نمی شود. متاسفانه،‌ آقای زلاند،آقای مشعوف و آقای تائب به فدراسیون خبرنگاران ورزشی منحیث یک شرکت تجارتی می بینند که افراد که در تاسیس آن کار کرده اند حق و امتیاز همیشگی بر رهبری این نهاد دارند و خبرنگاران ورزشی دیگر این حق را ندارند که به پست های این بزرگواران چشم و نظری داشته باشند. حتی در اساسنامه فدراسیون که توسط آقای زلاند نوشته شده، طوری ترتیبات گرفته شده که زمینه حضور سایر افراد در هیات رهبری مهیا نگردد. مثلا شرط حضور در پست های رهبری، سابقه عضویت در پست های رهبری فدراسیون قید گردیده، و هم چنین پرداخت یک مبلغ کلان از سوی کاندیدان پست های رهبری. با این حال، این مبلغ، برای اعضای هیات رهبری کنونی که بخواهند در آینده کاندید شوند، وجود ندارد. این ها پرنسیب های غیر دموکراتیک اند که معمولا برای تداوم قدرت افراد در نظر گرفته می شوند که نمونه خوب آن در فدراسیون فوتبال افغانستان وجود دارد و از این نگاه،‌ تفاوت بین ترفندهای یوسف کارگر و هیات رهبری فدراسیون خبرنگاران ورزشی افغانستان وجود ندارد.

برگزاری کنگره خبرنگاران و افراد که در افغانستان نیز حضور دارند مشکل را حل نمی کند. در هر دو گروه، یک فیصدی بلند کسانی هستند که هیچ خبرنگار نیستند و اما در کنگره این دو تجمع منحیث رای دهنده اشتراک می کنند. چیزی که در نهایت باز هم وجود ندارد انسجام و حمایت از خبرنگاران ورزشی است. تنها راه حل این است که خبرنگاران ورزشی گرد هم آیند و با ایجاد یک نهاد واقعا دموکراتیک و همه گیر، زمینه رشد فعالیت های خبری ورزشی و حمایت از جامعه خبرنگاری را مهیا کنند. امروز این امر شدنی نیست. باید چند روزی صبر کرد تا انتخابات این دو گروه تمام شود و سر و صدای رهبری دو گروه که بالتبع به پست های رهبری مورد علاقه خود می رسند، فرو کش کند، سپس باید روی هماهنگی میان خبرنگاران ورزشی که به شکل واقعی برای ورزش افغانستان کار می کنند، تلاش نمود. با اینکه عضویت در فدراسیون جهانی خبرنگاران ورزشی نکات مثبت دارد، از جمله اینکه خبرنگاران ورزشی با استفاده از کارت عضویت خود در رویدادهای ورزشی شرکت کنند، اما در یک دهه گذشته خبرنگاران از این امتیاز هم محروم بوده اند و لذا عضویت در فدراسیون جهانی اهمیت زیادی ندارد. بعد مهم تر، انسجام درون گروهی میان خبرنگاران ورزشی است که تا کنون کسی به آن توجه نکرده است.

نظر بدهید