چرا برای کاگر استعفا سخت است؟

اکثر هواداران فوتبال افغانستان خواهان برکناری یوسف کارگر، سرپرست فدراسیون فوتبال هستند. این را می توانید با دنبال کردن هشتگ #kargarout در فیسبوک و تویتر دریابید. اما یوسف کارگر هم چنان در فدراسیون فوتبال است و هیچ تمایلی به شنیدن خواست مردم و بازیکنان معترض ندارد. اما چرا یوسف کارگر نمی خواهد استعفا داد؟

اول. یوسف کارگر از مدت زیادی در فوتبال دخیل بوده و او کار در فدراسیون فوتبال را مانند یک نوع کار عمری و خدمات ملکی می داند. این در حالی است که کار در پست های رهبری فدراسیون های فوتبال معمولا افتخاری است و افراد به این نوع وظایف منحیث یک پست موقتی می بینند. کارگر سال ها معاش خور فدراسیون فوتبال بوده و حالا خود را مستحق می داند تا آخر عمر در این نهاد باقی بماند.

دوم. اتهامات فساد و تبانی در سال های متمادی مطرح بوده است. چه از زمانی که آقای کارگر مربی تیم ملی بوده و چه زمانی که وی منحیث معاون فدراسیون بوده و سپس به سرپرستی فدراسیون رسیده، اتهامات فساد علیه او وجود دارد. در مسابقات میردیکا کاپ در سال ۲۰۰۸ یوسف کارگر با همکاری یک تعداد بازیکنان داخلی از جمله اسلام الدین امیری در فروش مسابقات دست داشتند. جلال الدین شریعتیار در این مورد افشا گری کرده است و به دلیل این موضوع، بازیکنان مستقر در خارج برای دو سال از تیم افغانستان دور بودند. در زمان معاونیت فنی فدراسیون، آقای کاگر منحیث مسئول لیگ برتر هم بود و در همین زمان بود که نه تنها آقای کارگر معاش بلند داشت که بلکه در بودجه ای که برای تیم های لیگ برتر اختصاص داده شده بود دستبرد می زد. از زمانی که کاگر سرپرست فدراسیون شده است، وی دست بازتر پیدا کرده است. تا زمانی که بودجه فیفا در حساب فدراسیون بود، کارگر می توانست در تهیه بل خرید، سهمی در فساد فدراسیون داشته باشد. موضوع خرید تکت طیاره با قیمت بلند تر و هم چنین گرفتن اتاق برای اعضای تیم های ملی در هوتل های با قیمت غیر واقعی از جمله مثال های اند که اتفاق اتفاده اند. اما از زمانی که بودجه فیفا ختم شده است، فدراسیون منابع دیگر مالی از منابع خصوصی داشته است و هم چنین فیفا مصارف تیم های ملی را در خارج از کشور می پردازد که در این قراردادها نیز فساد وجود دارد و آقای کارگر مستقیما در انجام این فساد دخیل است. با استعفا، این منبع عایداتی آقای کارگر از میان می رود.

سوم. آقای کارگر باور به خود بزرگ بینی دارد. او فکر می کند تنها کسی که در مورد فوتبال چیزی می داند و می تواند کاری بکند، خود او دوستان چندین ساله اش هستند. تجربه سایر کشورها ثابت ساخته که جوانان ایده ها و ابتکارات بهتری برای رشد و بهبود وضعیت فوتبال دارند. جوانان با روش های جلب سرمایه و نحوه تبلیغات رسانه ای آشنایی بهتری دارند.

اما کار برای آقای کارگر تقریبا به آخر رسیده است. مخالف های جدی بازیکنان و هواداران دیر یا زود نتیجه خواهد داد. اما به نظر می رسد کارگر نیز میراث دار اشرف غنی خواهد شد، زیرا اشرف غنی هم تا همه ساختار دولتی، اردو، پولیس و نظم قانون اساسی به نریخت، از مقام خود کنار نرفت. کارگر هم تا حال توانسته تیم ملی را از بین ببرد و فضای عدم اعتماد را در فوتبال افغانستان حاکم کرده است. بر علاوه، فیفا هیچ گونه اعتمادی به فدراسیون دارد و تحت رهبری کارگر، حاضر نخواهد بود تا به فدراسیون بودجه بفرستد. اگر فیفا کارگر را تعلیق و علیه او حکم صادر کند، اعتبار و آبروی نیم بند او که بابت قهرمانی در جنواب آسیا کسب شده بود نیز از بین خواهد رفت. به نظر می رسد عادت های سابق باعث شده تا کارگر نتواند واقعیت های جدید را هضم کند.

Leave a Reply